اگر به‌تازگی بدنسازی و فیتنس را شروع کرده باشید، احتمالاً با اصطلاحات انگلیسی زیادی مثل Rep، Set، Workout، Bulk، Cut، PR، Failure و Progressive Overload روبه‌رو شده‌اید. بسیاری از این واژه‌ها در برنامه‌های تمرینی، اپلیکیشن‌های ورزشی، ویدئوهای آموزشی و حتی صحبت‌های روزمره مربیان و ورزشکاران استفاده می‌شوند. به همین دلیل، آشنایی با اصطلاحات بدنسازی و فیتنس به انگلیسی می‌تواند درک برنامه تمرینی و منابع آموزشی را بسیار ساده‌تر کند.

 

البته بعضی اصطلاحات بدنسازی را نمی‌توان تنها با ترجمه تحت‌اللفظی متوجه شد؛ زیرا معنای تخصصی آن‌ها در فضای ورزش با معنای عمومی‌شان متفاوت است. برای مثال، Failure در بدنسازی به معنی «شکست» نیست، بلکه به نقطه‌ای اشاره دارد که عضله دیگر قادر به انجام یک تکرار صحیح نیست.

 

در این مطلب، مهم‌ترین و پرکاربردترین اصطلاحات بدنسازی، فیتنس، باشگاه، برنامه تمرینی، حرکات ورزشی، عضلات، تجهیزات، تغذیه، مکمل، افزایش حجم، کات، ریکاوری و تکنیک‌های تمرینی را به انگلیسی همراه با معنی فارسی و مثال کاربردی بررسی می‌کنیم تا بتوانید منابع ورزشی انگلیسی را راحت‌تر بخوانید و اصطلاحات رایج باشگاه را بهتر درک کنید.

اصطلاحات پایه و ضروری بدنسازی و فیتنس به انگلیسی

 

بدنسازی و فیتنس مانند هر حوزه تخصصی دیگری دارای مجموعه‌ای از اصطلاحات رایج است که دانستن آن‌ها به ورزشکاران کمک می‌کند بهتر برنامه‌های تمرینی را درک کنند، با مربیان ارتباط برقرار کنند و از منابع آموزشی انگلیسی‌زبان استفاده کنند. بسیاری از واژه‌هایی که در باشگاه‌ها استفاده می‌شوند، مستقیماً از زبان انگلیسی وارد شده‌اند؛ کلماتی مانند Workout، Rep، Set، Fitness، Muscle، Strength و موارد مشابه.

 

اصطلاحات پایه بدنسازی معمولاً در تمام برنامه‌های تمرینی، ویدئوهای آموزشی، اپلیکیشن‌های ورزشی و گفتگوهای بین ورزشکاران دیده می‌شوند. برای مثال، وقتی مربی درباره تعداد Reps یا Sets صحبت می‌کند، منظور تعداد تکرار و ست‌های یک حرکت است. همچنین اصطلاحاتی مانند Form به نحوه صحیح اجرای حرکت و Progressive Overload به افزایش تدریجی فشار تمرینی اشاره دارند.

 

یادگیری این واژگان برای افراد مبتدی اهمیت زیادی دارد، زیرا باعث می‌شود هنگام شروع تمرین در باشگاه سردرگم نشوند و بتوانند برنامه‌های تمرینی استاندارد را بهتر اجرا کنند. همچنین افرادی که قصد مطالعه منابع خارجی، دنبال کردن مربیان حرفه‌ای یا شرکت در دوره‌های فیتنس دارند، نیازمند آشنایی با این اصطلاحات هستند.

در ادامه، مهم‌ترین اصطلاحات پایه بدنسازی و فیتنس به انگلیسی را همراه با معنی فارسی و مثال کاربردی مشاهده می‌کنید.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Workoutتمرین ورزشیI have a workout plan for six weeksمن یک برنامه تمرینی برای شش هفته دارم.
Fitnessآمادگی جسمانی / تناسب اندامFitness requires consistency and disciplineتناسب اندام به استمرار و نظم نیاز دارد.
BodybuildingبدنسازیBodybuilding focuses on muscle developmentبدنسازی روی رشد عضلات تمرکز دارد.
MuscleعضلهProtein helps repair muscle tissueپروتئین به ترمیم بافت عضله کمک می‌کند.
StrengthقدرتHe wants to improve his strengthاو می‌خواهد قدرت خود را افزایش دهد.
Rep (Repetition)تکرار حرکتPerform twelve reps of this exerciseدوازده تکرار از این حرکت انجام بده.
SetستComplete three sets of squatsسه ست اسکوات را کامل کن.
Formفرم صحیح اجرای حرکتGood form prevents injuriesفرم صحیح از آسیب‌دیدگی جلوگیری می‌کند.
Rest Timeزمان استراحتReduce your rest time between setsزمان استراحت بین ست‌ها را کاهش بده.
Trainingتمرین / تمرینات ورزشیWeight training builds muscle massتمرین با وزنه باعث افزایش حجم عضلات می‌شود.

 

اصطلاحات رایج باشگاه بدنسازی به انگلیسی

 

در محیط باشگاه بدنسازی، ورزشکاران و مربیان از اصطلاحات مشخصی برای توضیح حرکات، تجهیزات، شدت تمرین و شرایط بدنی استفاده می‌کنند. آشنایی با این واژه‌ها باعث می‌شود افراد تازه‌کار سریع‌تر با فضای باشگاه هماهنگ شوند و دستورات مربی را بهتر متوجه شوند.

 

بسیاری از اصطلاحاتی که در باشگاه‌های ایران شنیده می‌شوند، شکل انگلیسی دارند. برای مثال، ورزشکاران معمولاً از واژه‌هایی مانند Warm-up، Cool-down، Spotter، Failure، Pump و Plate استفاده می‌کنند. هرکدام از این کلمات مفهوم خاصی دارند و در برنامه تمرینی نقش مهمی ایفا می‌کنند.

 

اصطلاح Spotter به فردی گفته می‌شود که هنگام انجام حرکات سنگین مانند پرس سینه به ورزشکار کمک می‌کند تا ایمنی تمرین حفظ شود. همچنین Failure زمانی اتفاق می‌افتد که عضله دیگر توانایی انجام تکرار صحیح را ندارد. اصطلاح Pump نیز به احساس پر شدن و افزایش حجم موقت عضله در هنگام تمرین اشاره دارد.

 

شناخت این واژه‌ها نه‌تنها ارتباط با مربی را آسان‌تر می‌کند، بلکه هنگام استفاده از دستگاه‌ها، خواندن برنامه تمرینی یا مشاهده آموزش‌های آنلاین نیز بسیار کاربردی است.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Gymباشگاه ورزشیI go to the gym every morningمن هر صبح به باشگاه می‌روم.
Warm-upگرم کردنAlways do a warm-up before lifting weightsهمیشه قبل از وزنه زدن گرم کن.
Cool-downسرد کردن بدنStretch during your cool-down sessionدر زمان سرد کردن بدن حرکات کششی انجام بده.
Spotterکمک‌کننده هنگام وزنه سنگینAsk a spotter for heavy bench pressبرای پرس سنگین از یک نفر کمک بگیر.
Failureناتوانی عضله در ادامه حرکتHe trained until muscle failureاو تا ناتوانی عضله تمرین کرد.
Pumpپمپاژ و احساس پرشدگی عضلهI love the pump after arm trainingمن احساس پمپاژ بعد از تمرین بازو را دوست دارم.
Plateصفحه وزنهAdd another plate to the barیک صفحه وزنه دیگر به میله اضافه کن.
BarbellهالترShe lifted the barbell safelyاو هالتر را با ایمنی بلند کرد.
DumbbellدمبلUse lighter dumbbells for this exerciseبرای این حرکت از دمبل‌های سبک‌تر استفاده کن.
Machineدستگاه بدنسازیThis machine targets your chest musclesاین دستگاه عضلات سینه را هدف قرار می‌دهد.
اصطلاحات مربوط به برنامه تمرینی و ساختار Workout

 

اصطلاحات مربوط به برنامه تمرینی و ساختار Workout

 

برنامه تمرینی بدنسازی مجموعه‌ای از حرکات، تعداد ست‌ها، تعداد تکرارها، زمان استراحت و شدت تمرین است که برای رسیدن به یک هدف مشخص طراحی می‌شود. در زبان انگلیسی، مربیان از اصطلاحات مختلفی برای توضیح ساختار برنامه استفاده می‌کنند.

 

یکی از مهم‌ترین اصطلاحات در این بخش Workout Plan یا برنامه تمرینی است. ورزشکاران معمولاً برنامه خود را بر اساس هدفشان مانند افزایش حجم، کاهش چربی یا افزایش قدرت تنظیم می‌کنند. اصطلاحاتی مانند Split Routine به تقسیم تمرینات در روزهای مختلف اشاره دارد؛ برای مثال تمرین سینه در یک روز و تمرین پا در روز دیگر.

 

همچنین Progressive Overload یکی از مفاهیم کلیدی در بدنسازی است که به افزایش تدریجی فشار تمرین برای تحریک رشد عضلات گفته می‌شود. واژه‌هایی مانند Volume، Intensity و Frequency نیز برای توضیح میزان تمرین، شدت تمرین و تعداد دفعات تمرین در هفته استفاده می‌شوند.

 

شناخت این اصطلاحات به ورزشکار کمک می‌کند برنامه‌های حرفه‌ای‌تر را بهتر درک کند و بتواند تغییرات لازم را برای پیشرفت خود ایجاد کند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Workout Planبرنامه تمرینیMy workout plan changes every monthبرنامه تمرینی من هر ماه تغییر می‌کند.
Training Programبرنامه ورزشیThe coach created a new training programمربی یک برنامه ورزشی جدید طراحی کرد.
Split Routineتقسیم‌بندی تمریناتI follow a five-day split routineمن از برنامه پنج روزه تقسیم‌بندی استفاده می‌کنم.
Progressive Overloadاضافه‌بار تدریجیProgressive overload improves muscle growthاضافه‌بار تدریجی رشد عضلات را بهتر می‌کند.
Volumeحجم تمرینIncrease your training volume slowlyحجم تمرین خود را به‌آرامی افزایش بده.
Intensityشدت تمرینHigh intensity workouts are challengingتمرینات با شدت بالا چالش‌برانگیز هستند.
Frequencyتعداد دفعات تمرینTraining frequency affects recoveryتعداد دفعات تمرین روی ریکاوری تأثیر دارد.
Exercise Selectionانتخاب حرکات تمرینیExercise selection depends on your goalانتخاب حرکات به هدف شما بستگی دارد.
Routineروتین / برنامه منظمThis routine focuses on leg musclesاین برنامه روی عضلات پا تمرکز دارد.
Goal Settingتعیین هدفGoal setting helps you stay motivatedتعیین هدف به حفظ انگیزه کمک می‌کند.

 

اصطلاحات مربوط به ست، تکرار، وزنه و شدت تمرین

 

در بدنسازی، نحوه تنظیم تعداد تکرارها، تعداد ست‌ها، میزان وزنه و شدت تمرین نقش مهمی در رسیدن به اهداف ورزشی دارد. به همین دلیل، مربیان و ورزشکاران حرفه‌ای از اصطلاحات مشخصی برای توضیح این بخش‌ها استفاده می‌کنند.

 

کلمه Rep (Repetition) به تعداد دفعات انجام یک حرکت گفته می‌شود. برای مثال، اگر یک حرکت را ۱۰ بار انجام دهید، یعنی ۱۰ تکرار یا ۱۰ Rep انجام داده‌اید. Set نیز مجموعه‌ای از چند تکرار پشت سر هم است. یک برنامه تمرینی ممکن است شامل ۴ ست ۱۲ تکراری از یک حرکت باشد.

 

یکی دیگر از اصطلاحات مهم Weight Load یا بار وزنه است که میزان وزنه‌ای را که ورزشکار در تمرین استفاده می‌کند نشان می‌دهد. همچنین واژه Intensity برای بیان میزان سختی تمرین استفاده می‌شود و معمولاً با افزایش وزن، کاهش زمان استراحت یا نزدیک شدن به ناتوانی عضلانی افزایش پیدا می‌کند.

 

درک این اصطلاحات به ورزشکار کمک می‌کند برنامه‌های تمرینی را دقیق‌تر اجرا کند و بداند تغییر تعداد ست، تکرار یا وزن چه تأثیری روی بدن خواهد داشت.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Rep Rangeمحدوده تکرارThis exercise has a rep range of 8 to 12این حرکت محدوده تکرار ۸ تا ۱۲ دارد.
One Rep Max (1RM)حداکثر وزنه برای یک تکرارMy one rep max for squat is improvingحداکثر وزنه یک تکرار من در اسکوات در حال افزایش است.
Weight Loadبار وزنهIncrease the weight load graduallyبار وزنه را به‌تدریج افزایش بده.
Heavy Weightوزنه سنگینHeavy weight requires proper techniqueوزنه سنگین به تکنیک صحیح نیاز دارد.
Light Weightوزنه سبکBeginners should start with light weightافراد مبتدی باید با وزنه سبک شروع کنند.
Rest Intervalفاصله استراحتKeep a short rest interval between setsفاصله استراحت کوتاهی بین ست‌ها داشته باش.
Tempoسرعت اجرای حرکتControl your tempo during the exerciseسرعت اجرای حرکت را کنترل کن.
Time Under Tensionزمان تحت فشار بودن عضلهTime under tension increases muscle stimulationزمان تحت فشار بودن عضله تحریک عضلانی را افزایش می‌دهد.
Drop Setست کاهشیI added a drop set at the end of my workoutمن در پایان تمرین یک ست کاهشی اضافه کردم.
SupersetسوپرستSuperset training saves timeتمرین سوپرست در زمان صرفه‌جویی می‌کند.
اصطلاحات مربوط به حرکات بدنسازی و نام تمرین‌ها به انگلیسی

 

اصطلاحات مربوط به حرکات بدنسازی و نام تمرین‌ها به انگلیسی

 

شناخت نام حرکات بدنسازی به انگلیسی یکی از مهم‌ترین بخش‌های یادگیری زبان تخصصی فیتنس است. بیشتر برنامه‌های تمرینی حرفه‌ای، اپلیکیشن‌های ورزشی و منابع آموزشی خارجی، نام حرکات را به زبان انگلیسی ارائه می‌کنند. به همین دلیل ورزشکاران ایرانی برای استفاده بهتر از این منابع باید با نام این حرکات آشنا باشند.

 

حرکات بدنسازی معمولاً بر اساس نوع اجرا، عضله هدف و تجهیزات مورد استفاده دسته‌بندی می‌شوند. برای مثال، حرکاتی مانند Squat، Deadlift و Bench Press از معروف‌ترین حرکات چندمفصلی هستند که در برنامه‌های قدرتی و عضله‌سازی استفاده می‌شوند.

 

برخی حرکات با وزن بدن انجام می‌شوند، مانند Push-up و Pull-up، در حالی که برخی دیگر با دستگاه یا وزنه آزاد انجام می‌شوند. همچنین اصطلاحاتی مانند Compound Exercise و Isolation Exercise برای مشخص کردن نوع حرکت استفاده می‌شوند؛ حرکات ترکیبی چند گروه عضلانی را درگیر می‌کنند و حرکات ایزوله معمولاً روی یک عضله خاص تمرکز دارند.

دانستن نام حرکات به انگلیسی باعث می‌شود ورزشکار بتواند آموزش‌های ویدیویی، برنامه‌های خارجی و توضیحات مربیان بین‌المللی را بهتر دنبال کند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Squatاسکوات / حرکت نشست و برخاستSquat strengthens your lower bodyاسکوات پایین‌تنه شما را تقویت می‌کند.
DeadliftددلیفتDeadlift works many muscle groupsددلیفت گروه‌های عضلانی زیادی را درگیر می‌کند.
Bench Pressپرس سینهHe increased his bench press weightاو وزنه پرس سینه خود را افزایش داد.
Pull-upبارفیکسPull-ups improve back strengthبارفیکس قدرت عضلات پشت را افزایش می‌دهد.
Push-upشنا سوئدیPush-ups are effective bodyweight exercisesشنا سوئدی تمرین مؤثری با وزن بدن است.
LungesلانجLunges target the leg musclesلانج عضلات پا را هدف قرار می‌دهد.
Shoulder Pressپرس سرشانهShoulder press builds strong shouldersپرس سرشانه باعث ساختن سرشانه‌های قوی می‌شود.
Biceps Curlجلو بازوBiceps curls isolate the arm musclesجلو بازو عضلات دست را ایزوله می‌کند.
Leg Pressپرس پاLeg press develops lower body strengthپرس پا قدرت پایین‌تنه را افزایش می‌دهد.
Lat Pulldownلت سیم‌کشLat pulldown focuses on back musclesلت سیم‌کش روی عضلات پشت تمرکز دارد.

 

اصطلاحات مربوط به دستگاه‌ها و تجهیزات بدنسازی

 

در باشگاه‌های بدنسازی تجهیزات مختلفی برای تمرین عضلات گوناگون وجود دارد. آشنایی با نام انگلیسی این تجهیزات به ورزشکار کمک می‌کند هنگام استفاده از برنامه‌های خارجی یا صحبت با مربیان، سریع‌تر مفهوم موردنظر را متوجه شود.

 

تجهیزات بدنسازی معمولاً به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند: Free Weights (وزنه‌های آزاد) و Machines (دستگاه‌های تمرینی). دمبل، هالتر و کتل‌بل در گروه وزنه‌های آزاد قرار می‌گیرند، در حالی که دستگاه‌هایی مانند Cable Machine یا Smith Machine برای کنترل بیشتر حرکت و تمرین ایمن‌تر استفاده می‌شوند.

 

اصطلاحاتی مانند Barbell، Dumbbell، Weight Plate و Resistance Band از پرکاربردترین کلمات در محیط باشگاه هستند. همچنین شناخت نام دستگاه‌ها باعث می‌شود ورزشکار بتواند برنامه تمرینی خود را بدون وابستگی کامل به ترجمه فارسی اجرا کند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Free Weightوزنه آزادFree weight exercises improve balanceتمرینات با وزنه آزاد تعادل را بهتر می‌کنند.
BarbellهالترThe barbell is ready for deadliftهالتر برای ددلیفت آماده است.
DumbbellدمبلChoose the right dumbbell sizeاندازه مناسب دمبل را انتخاب کن.
Kettlebellکتل‌بلKettlebell workouts improve enduranceتمرین با کتل‌بل استقامت را افزایش می‌دهد.
Cable Machineدستگاه سیم‌کشUse the cable machine for chest exercisesبرای تمرین سینه از دستگاه سیم‌کش استفاده کن.
Smith Machineدستگاه اسمیتSmith machine helps control the movementدستگاه اسمیت کنترل حرکت را آسان‌تر می‌کند.
Weight Plateصفحه وزنهAdd another weight plate to the barیک صفحه وزنه دیگر به میله اضافه کن.
Resistance Bandکش تمرینیResistance bands are useful for warm-upکش‌های تمرینی برای گرم کردن مفید هستند.
TreadmillتردمیلShe runs on the treadmill after liftingاو بعد از وزنه زدن روی تردمیل می‌دود.
Benchنیمکت بدنسازیAdjust the bench before the exerciseقبل از تمرین نیمکت را تنظیم کن.
اصطلاحات مربوط به عضله‌سازی و افزایش حجم (Bulking)

 

اصطلاحات مربوط به عضله‌سازی و افزایش حجم (Bulking)

 

در بدنسازی، Bulking به دوره‌ای گفته می‌شود که هدف اصلی ورزشکار افزایش توده عضلانی و وزن بدن است. در این دوره معمولاً فرد کالری بیشتری نسبت به نیاز روزانه خود دریافت می‌کند تا بدن انرژی کافی برای رشد عضلات داشته باشد. البته افزایش حجم اصولی با صرفاً افزایش وزن تفاوت دارد؛ هدف این است که بخش بیشتری از وزن اضافه‌شده از عضله باشد، نه چربی.

 

یکی از اصطلاحات مهم در این زمینه Calorie Surplus است که به دریافت کالری بیشتر از میزان مصرف روزانه اشاره دارد. همچنین واژه Lean Bulk برای افزایش حجم کنترل‌شده با حداقل افزایش چربی استفاده می‌شود. در مقابل، Dirty Bulk به روشی گفته می‌شود که در آن توجه کمتری به کیفیت غذا و میزان افزایش چربی وجود دارد.

 

اصطلاحات دیگری مانند Muscle Gain، Hypertrophy، Mass Gain و Anabolic نیز در محتوای مربوط به عضله‌سازی بسیار دیده می‌شوند. شناخت این واژه‌ها به ورزشکار کمک می‌کند برنامه‌های تمرینی و رژیم‌های افزایش حجم را بهتر درک کند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Bulkingدوره افزایش حجمHe started bulking at the beginning of winterاو در ابتدای زمستان دوره افزایش حجم را شروع کرد.
Calorie Surplusمازاد کالریA calorie surplus can support muscle growthمازاد کالری می‌تواند به رشد عضلات کمک کند.
Lean Bulkافزایش حجم کم‌چربیShe prefers a lean bulk to avoid excessive fat gainاو برای جلوگیری از افزایش زیاد چربی، حجم‌گیری کم‌چربی را ترجیح می‌دهد.
Dirty Bulkافزایش حجم بدون کنترل دقیق رژیمDirty bulking may lead to unnecessary fat gainحجم‌گیری غیراصولی ممکن است باعث افزایش چربی اضافی شود.
Muscle Gainافزایش عضلهHis main goal this year is muscle gainهدف اصلی او امسال افزایش عضله است.
Hypertrophyهایپرتروفی / رشد اندازه عضلهHypertrophy training usually includes moderate rep rangesتمرین هایپرتروفی معمولاً شامل محدوده تکرار متوسط است.
Mass Gainافزایش توده بدنیConsistent training is important for mass gainتمرین مداوم برای افزایش توده بدنی مهم است.
Anabolicآنابولیک / سازندهSleep supports anabolic processes in the bodyخواب از فرایندهای سازنده بدن حمایت می‌کند.
Muscle Protein Synthesisسنتز پروتئین عضلهResistance exercise stimulates muscle protein synthesisتمرین مقاومتی سنتز پروتئین عضله را تحریک می‌کند.
Growth Phaseدوره رشدHe increased his food intake during the growth phaseاو در دوره رشد میزان غذای مصرفی خود را افزایش داد.

 

اصطلاحات مربوط به دوره کات، چربی‌سوزی و کاهش وزن (Cutting)

 

Cutting یکی از رایج‌ترین اصطلاحات در بدنسازی است و به دوره‌ای گفته می‌شود که ورزشکار تلاش می‌کند میزان چربی بدن خود را کاهش دهد و در عین حال تا حد امکان توده عضلانی را حفظ کند. بسیاری از بدنسازان بعد از یک دوره افزایش حجم وارد دوره کات می‌شوند تا عضلات واضح‌تر و تفکیک‌شده‌تر دیده شوند.

 

یکی از مفاهیم اصلی در این دوره Calorie Deficit یا کسری کالری است. زمانی که فرد کمتر از میزان انرژی مورد نیاز بدن کالری دریافت کند، بدن برای تأمین انرژی به ذخایر خود متوسل می‌شود. اصطلاح Fat Loss نیز به کاهش چربی بدن اشاره دارد و با کاهش وزن یا Weight Loss دقیقاً یکسان نیست، زیرا کاهش وزن می‌تواند شامل کاهش آب، عضله و چربی باشد.

 

واژه‌هایی مانند Body Fat Percentage، Definition، Shredded و Lean نیز در محتوای بدنسازی مرتبط با کات بسیار رایج هستند. درک تفاوت این اصطلاحات برای افرادی که برنامه‌های تمرینی و رژیم‌های انگلیسی‌زبان را دنبال می‌کنند، اهمیت زیادی دارد.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Cuttingدوره کاتHe is cutting before the competitionاو قبل از مسابقه در دوره کات است.
Calorie Deficitکسری کالریYou need a calorie deficit to reduce body fatبرای کاهش چربی بدن به کسری کالری نیاز دارید.
Fat Lossکاهش چربیHer fat loss progress has been steadyروند کاهش چربی او پیوسته بوده است.
Weight Lossکاهش وزنWeight loss does not always mean fat lossکاهش وزن همیشه به معنای کاهش چربی نیست.
Body Fat Percentageدرصد چربی بدنHis body fat percentage decreased graduallyدرصد چربی بدن او به‌تدریج کاهش یافت.
Leanکم‌چربی / عضلانی و خشکHe wants to stay lean throughout the yearاو می‌خواهد در تمام سال بدنی کم‌چربی داشته باشد.
Shreddedبسیار خشک و عضلانیThe athlete looked shredded on stageبدن ورزشکار روی صحنه بسیار خشک و تفکیک‌شده بود.
Muscle Definitionتفکیک عضلانیLower body fat can improve muscle definitionکاهش چربی بدن می‌تواند تفکیک عضلانی را بیشتر کند.
Maintenance Caloriesکالری نگهدارندهFirst, calculate your maintenance caloriesابتدا کالری مورد نیاز برای حفظ وزن را محاسبه کنید.
Cutting Phaseدوره کاهش چربیTraining intensity remained high during his cutting phaseشدت تمرین او در دوره کاهش چربی همچنان بالا باقی ماند.
اصطلاحات مربوط به فیتنس، تناسب اندام و آمادگی جسمانی

 

اصطلاحات مربوط به فیتنس، تناسب اندام و آمادگی جسمانی

 

Fitness مفهومی گسترده‌تر از بدنسازی دارد و فقط به افزایش حجم عضلات محدود نمی‌شود. فیتنس می‌تواند شامل قدرت، استقامت، انعطاف‌پذیری، تعادل، ترکیب بدنی و سلامت عمومی بدن باشد. به همین دلیل، افرادی که در منابع انگلیسی درباره ورزش و تناسب اندام مطالعه می‌کنند، با مجموعه‌ای از اصطلاحات متفاوت مواجه می‌شوند.

 

برای مثال، Physical Fitness به آمادگی جسمانی کلی اشاره دارد، در حالی که Endurance توانایی بدن برای ادامه فعالیت در مدت طولانی را توصیف می‌کند. Flexibility به انعطاف‌پذیری مفاصل و عضلات مربوط است و Mobility دامنه و کیفیت حرکت مفاصل را بیان می‌کند.

 

اصطلاح Body Composition نیز در فیتنس اهمیت زیادی دارد و به نسبت اجزای مختلف بدن، به‌ویژه عضله و چربی، اشاره می‌کند. همچنین Stamina، Balance، Agility و Coordination از واژه‌هایی هستند که در ارزیابی آمادگی جسمانی افراد استفاده می‌شوند.

 

آشنایی با این اصطلاحات برای کسانی که هدفشان تناسب اندام، افزایش توانایی جسمانی یا دنبال کردن برنامه‌های فیتنس خارجی است، بسیار کاربردی خواهد بود.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Physical Fitnessآمادگی جسمانیRegular exercise improves physical fitnessورزش منظم آمادگی جسمانی را بهبود می‌دهد.
EnduranceاستقامتCycling can improve cardiovascular enduranceدوچرخه‌سواری می‌تواند استقامت قلبی‌عروقی را افزایش دهد.
Flexibilityانعطاف‌پذیریStretching can help improve flexibilityحرکات کششی می‌توانند انعطاف‌پذیری را افزایش دهند.
Mobilityتحرک و دامنه حرکتی مفاصلAnkle mobility is important for a deep squatدامنه حرکتی مچ پا برای اسکوات عمیق اهمیت دارد.
Staminaتوان و استقامت بدنیRunning regularly can increase your staminaدویدن منظم می‌تواند استقامت بدنی شما را افزایش دهد.
BalanceتعادلSingle-leg exercises challenge your balanceتمرینات تک‌پا تعادل شما را به چالش می‌کشند.
AgilityچابکیAgility drills are common in athletic trainingتمرینات چابکی در تمرینات ورزشکاران رایج هستند.
Coordinationهماهنگی حرکتیThis exercise improves hand-eye coordinationاین تمرین هماهنگی چشم و دست را بهبود می‌دهد.
Body Compositionترکیب بدنیStrength training can improve body compositionتمرین قدرتی می‌تواند ترکیب بدنی را بهبود دهد.
Conditioningآماده‌سازی جسمانیThe team added conditioning sessions twice a weekتیم دو جلسه تمرین آماده‌سازی جسمانی در هفته اضافه کرد.

 

اصطلاحات مربوط به تمرینات هوازی، قدرتی و عملکردی

 

تمرینات ورزشی بر اساس هدف، شدت و نوع فعالیت به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند. سه دسته مهم شامل Cardio Training، Strength Training و Functional Training هستند. شناخت اصطلاحات هرکدام کمک می‌کند ورزشکار بتواند برنامه‌های تمرینی انگلیسی را دقیق‌تر متوجه شود.

 

Cardio یا تمرین هوازی معمولاً با هدف بهبود عملکرد قلب و عروق، افزایش استقامت و مصرف انرژی انجام می‌شود. دویدن، دوچرخه‌سواری و شنا از نمونه‌های رایج آن هستند. در مقابل، Strength Training روی افزایش قدرت عضلات تمرکز دارد و معمولاً با وزنه، دستگاه یا مقاومت انجام می‌شود.

 

Functional Training نیز شامل حرکاتی است که توانایی بدن را برای انجام فعالیت‌های روزمره یا ورزشی بهبود می‌دهند. در این نوع تمرین، حرکات چندمفصلی، تعادل، هماهنگی و کنترل بدن اهمیت زیادی دارند. اصطلاحاتی مانند HIIT، LISS، Resistance Training و Circuit Training نیز در برنامه‌های مدرن فیتنس بسیار پرکاربرد هستند و هرکدام شیوه متفاوتی از تمرین را توضیح می‌دهند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Cardioتمرین هوازیI do cardio three times a weekمن سه بار در هفته تمرین هوازی انجام می‌دهم.
Strength Trainingتمرین قدرتیStrength training can improve overall performanceتمرین قدرتی می‌تواند عملکرد کلی بدن را بهبود دهد.
Resistance Trainingتمرین مقاومتیResistance training is not limited to heavy weightsتمرین مقاومتی فقط به وزنه‌های سنگین محدود نمی‌شود.
Functional Trainingتمرین عملکردیFunctional training prepares the body for daily movementsتمرین عملکردی بدن را برای حرکات روزمره آماده می‌کند.
HIITتمرین تناوبی با شدت بالاHIIT alternates intense activity with short recovery periodsHIIT فعالیت شدید را با دوره‌های کوتاه ریکاوری ترکیب می‌کند.
LISSتمرین هوازی کم‌شدت و یکنواختWalking at a steady pace is a common form of LISSپیاده‌روی با سرعت ثابت نوعی رایج از LISS است.
Circuit Trainingتمرین دایره‌ایCircuit training combines several exercises in sequenceتمرین دایره‌ای چند حرکت را به‌صورت متوالی ترکیب می‌کند.
Aerobic Exerciseورزش هوازیAerobic exercise increases your breathing rateورزش هوازی سرعت تنفس را افزایش می‌دهد.
Anaerobic Exerciseورزش بی‌هوازیSprinting is a form of anaerobic exerciseدوی سرعت نوعی ورزش بی‌هوازی است.
Bodyweight Trainingتمرین با وزن بدنBodyweight training can be done without gym equipmentتمرین با وزن بدن را می‌توان بدون تجهیزات باشگاهی انجام داد.
اصطلاحات مربوط به کراس‌فیت و سبک‌های تمرینی مدرن

 

اصطلاحات مربوط به کراس‌فیت و سبک‌های تمرینی مدرن

 

کراس‌فیت و سایر سبک‌های تمرینی مدرن واژگان خاصی دارند که ممکن است برای افراد تازه‌کار ناآشنا باشند. CrossFit ترکیبی از تمرینات قدرتی، هوازی، ژیمناستیک و حرکات عملکردی است و بسیاری از اصطلاحات آن به‌صورت اختصاری استفاده می‌شوند.

 

یکی از معروف‌ترین اصطلاحات این حوزه WOD یا Workout of the Day است که به برنامه تمرینی روزانه کراس‌فیت اشاره دارد. اصطلاح AMRAP به معنای انجام بیشترین تعداد دور یا تکرار ممکن در یک زمان مشخص است. EMOM نیز یعنی در ابتدای هر دقیقه یک حرکت یا تعداد مشخصی تکرار انجام شود.

 

واژه Metcon مخفف Metabolic Conditioning است و برای تمریناتی استفاده می‌شود که سیستم‌های انرژی بدن را به چالش می‌کشند. Rx نیز در کراس‌فیت نشان می‌دهد که ورزشکار تمرین را دقیقاً با استاندارد تعیین‌شده انجام داده است.

این اصطلاحات علاوه بر کراس‌فیت، در بسیاری از برنامه‌های فیتنس مدرن نیز دیده می‌شوند؛ بنابراین دانستن معنی آن‌ها برای دنبال کردن محتواهای بین‌المللی ورزشی بسیار مفید است.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
WODتمرین روزToday's WOD includes rowing and burpeesتمرین امروز شامل روئینگ و برپی است.
AMRAPبیشترین دور یا تکرار ممکنComplete as many rounds as possible in ten minutesدر ده دقیقه بیشترین تعداد دور ممکن را انجام بده.
EMOMتمرین در شروع هر دقیقهWe did an EMOM for twelve minutesما یک تمرین EMOM دوازده‌دقیقه‌ای انجام دادیم.
Metconتمرین متابولیکThe metcon was the hardest part of the sessionتمرین متابولیک سخت‌ترین بخش جلسه بود.
Rxاجرای تمرین طبق استاندارد اصلیShe completed the workout Rxاو تمرین را طبق استاندارد اصلی کامل کرد.
Boxباشگاه کراس‌فیتOur CrossFit box opens early in the morningباشگاه کراس‌فیت ما صبح زود باز می‌شود.
Burpeeحرکت برپیBurpees quickly raise your heart rateبرپی ضربان قلب را به‌سرعت بالا می‌برد.
Double-underدو بار عبور طناب در یک پرشHe practiced double-unders after classاو بعد از کلاس دابل‌آندر تمرین کرد.
Box Jumpپرش روی جعبهBox jumps require explosive powerپرش روی جعبه به توان انفجاری نیاز دارد.
Kippingتاب دادن بدن برای اجرای حرکتKipping pull-ups require proper techniqueبارفیکس کیپینگ به تکنیک صحیح نیاز دارد.

 

اصطلاحات مربوط به عضلات و آناتومی بدن در بدنسازی

 

آشنایی با اصطلاحات آناتومی بدن یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای درک برنامه‌های بدنسازی و فیتنس است. در بسیاری از برنامه‌های تمرینی انگلیسی، حرکات نه‌تنها با نام خودشان، بلکه بر اساس عضله هدف یا Target Muscle معرفی می‌شوند. بنابراین شناخت نام عضلات به انگلیسی کمک می‌کند ورزشکار بهتر متوجه شود هر تمرین دقیقاً کدام قسمت بدن را درگیر می‌کند.

 

برای مثال، Pectorals به عضلات سینه، Deltoids به عضلات سرشانه و Quadriceps به عضلات جلوی ران گفته می‌شود. در تمرینات پشت نیز اصطلاحاتی مانند Latissimus Dorsi و Trapezius بسیار رایج هستند.

 

دو واژه مهم دیگر Agonist و Antagonist هستند. Agonist به عضله اصلی انجام‌دهنده حرکت گفته می‌شود، در حالی که Antagonist عضله‌ای است که عملکردی مخالف آن دارد. همچنین Core تنها به عضلات شکم محدود نیست و مجموعه‌ای از عضلات مرکزی بدن را شامل می‌شود که در حفظ تعادل و ثبات نقش دارند. شناخت این اصطلاحات باعث می‌شود انتخاب حرکت، تشخیص عضله هدف و مطالعه منابع تخصصی بدنسازی بسیار ساده‌تر شود.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Pectoralsعضلات سینهThe movement mainly activates the pectoralsاین حرکت عمدتاً عضلات سینه را فعال می‌کند.
Deltoidsعضلات سرشانهStrong deltoids improve shoulder stabilityعضلات سرشانه قوی، ثبات شانه را بهبود می‌دهند.
Quadricepsعضلات چهارسر رانThe quadriceps extend the kneeعضلات چهارسر ران باعث باز شدن زانو می‌شوند.
Hamstringsعضلات پشت رانTight hamstrings may limit your movementسفتی عضلات پشت ران ممکن است دامنه حرکت را محدود کند.
Glutesعضلات باسنHip thrusts strongly engage the glutesهیپ تراست عضلات باسن را به‌شدت درگیر می‌کند.
Calvesعضلات ساق پاStanding raises target the calvesحرکات ساق ایستاده عضلات ساق را هدف می‌گیرند.
Trapeziusعضله ذوزنقه‌ایShrugs primarily train the trapeziusشراگ عمدتاً عضله ذوزنقه‌ای را تمرین می‌دهد.
Latissimus Dorsiعضله پشتی بزرگRows can activate the latissimus dorsiحرکات پارویی می‌توانند عضلات پشتی بزرگ را درگیر کنند.
Coreعضلات مرکزی بدنA strong core improves body stabilityعضلات مرکزی قوی، ثبات بدن را افزایش می‌دهند.
Forearmsعضلات ساعدGrip exercises strengthen the forearmsتمرینات قدرت گرفتن، عضلات ساعد را تقویت می‌کنند.
اصطلاحات مربوط به تغذیه ورزشی و رژیم بدنسازی

 

اصطلاحات مربوط به تغذیه ورزشی و رژیم بدنسازی

 

تغذیه بخش مهمی از بدنسازی و فیتنس است و به همین دلیل بسیاری از اصطلاحات تخصصی این حوزه به رژیم غذایی ورزشکاران مربوط می‌شوند. شناخت این واژه‌ها به افراد کمک می‌کند برنامه‌های غذایی انگلیسی، مقالات تغذیه ورزشی و اطلاعات درج‌شده در اپلیکیشن‌های محاسبه کالری را بهتر درک کنند.

 

یکی از پرکاربردترین اصطلاحات Macronutrients یا درشت‌مغذی‌هاست که شامل پروتئین، کربوهیدرات و چربی می‌شود. در مقابل، Micronutrients به ویتامین‌ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

 

اصطلاح Macros نیز شکل کوتاه‌شده Macronutrients است و معمولاً زمانی استفاده می‌شود که ورزشکار میزان پروتئین، کربوهیدرات و چربی رژیم خود را محاسبه می‌کند. Meal Prep به آماده‌سازی وعده‌های غذایی از قبل اشاره دارد و بین ورزشکارانی که رژیم غذایی مشخصی دارند بسیار رایج است.

 

از دیگر اصطلاحات مهم می‌توان به Protein Intake، Hydration، Fiber و Nutrient Timing اشاره کرد. این واژه‌ها در برنامه‌های مرتبط با افزایش عضله، کنترل وزن و بهبود عملکرد ورزشی زیاد دیده می‌شوند.

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Macronutrientsدرشت‌مغذی‌هاMacronutrients provide energy and building materials for the bodyدرشت‌مغذی‌ها انرژی و مواد لازم برای بدن را فراهم می‌کنند.
Micronutrientsریزمغذی‌هاA varied diet provides essential micronutrientsیک رژیم متنوع، ریزمغذی‌های ضروری را تأمین می‌کند.
Protein Intakeمیزان مصرف پروتئینTrack your protein intake throughout the dayمیزان مصرف پروتئین خود را در طول روز پیگیری کنید.
Carbohydratesکربوهیدرات‌هاCarbohydrates are an important energy source during exerciseکربوهیدرات‌ها منبع مهمی از انرژی هنگام ورزش هستند.
Dietary Fatچربی غذاییDietary fat is part of a balanced nutrition planچربی غذایی بخشی از یک برنامه تغذیه متعادل است.
Meal Prepآماده‌سازی وعده‌های غذاییMeal prep makes following a diet easierآماده‌سازی وعده‌های غذایی رعایت رژیم را آسان‌تر می‌کند.
FiberفیبرVegetables can increase your daily fiber intakeسبزیجات می‌توانند میزان فیبر روزانه شما را افزایش دهند.
Hydrationتأمین آب بدنProper hydration is important during long workoutsتأمین آب کافی برای بدن در تمرینات طولانی مهم است.
Nutrient Timingزمان‌بندی مصرف مواد مغذیSome athletes pay attention to nutrient timingبعضی ورزشکاران به زمان‌بندی مصرف مواد مغذی توجه می‌کنند.
Portion Sizeاندازه وعده غذاییAdjust your portion size according to your needsاندازه وعده غذایی را بر اساس نیاز خود تنظیم کنید.

 

اصطلاحات مربوط به مکمل‌های بدنسازی و ورزشی

 

در حوزه بدنسازی و فیتنس، مکمل‌های ورزشی اصطلاحات تخصصی زیادی دارند. حتی افرادی که از مکمل استفاده نمی‌کنند ممکن است این واژه‌ها را روی بسته‌بندی محصولات، در برنامه‌های غذایی یا محتوای آموزشی مشاهده کنند. بنابراین آشنایی با معنی آن‌ها به درک بهتر اطلاعات محصول و منابع ورزشی کمک می‌کند.

 

یکی از معروف‌ترین اصطلاحات، Whey Protein یا پروتئین وی است. Creatine نیز یکی دیگر از واژه‌های بسیار رایج در ورزش‌های قدرتی محسوب می‌شود. اصطلاح Pre-workout به محصولاتی گفته می‌شود که پیش از تمرین مصرف می‌شوند، در حالی که Post-workout به تغذیه یا مکمل‌های پس از تمرین اشاره دارد.

 

روی بسته‌بندی مکمل‌ها اصطلاحاتی مانند Serving Size، Scoop، Dosage و Nutrition Facts نیز دیده می‌شوند. Serving Size مقدار تعیین‌شده برای هر وعده محصول است و Scoop معمولاً به پیمانه داخل بسته مکمل گفته می‌شود.

 

البته وجود یک اصطلاح روی محصول به معنی ضروری بودن آن برای همه ورزشکاران نیست و انتخاب مکمل باید بر اساس نیاز فرد، رژیم غذایی و شرایط او انجام شود. هدف این بخش صرفاً آشنایی با واژگان رایج انگلیسی در این حوزه است.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Whey Proteinپروتئین ویThis whey protein contains twenty grams of protein per servingاین پروتئین وی در هر وعده ۲۰ گرم پروتئین دارد.
CreatineکراتینCreatine is commonly used in strength sportsکراتین در ورزش‌های قدرتی بسیار رایج است.
Pre-workoutمکمل یا تغذیه قبل تمرینRead the label before using a pre-workout productقبل از استفاده از محصول قبل تمرین، برچسب آن را مطالعه کنید.
Post-workoutبعد از تمرینHe planned his post-workout meal in advanceاو وعده غذایی بعد از تمرین خود را از قبل برنامه‌ریزی کرد.
Serving Sizeمقدار هر وعدهCheck the serving size on the packageمقدار هر وعده را روی بسته‌بندی بررسی کنید.
Scoopپیمانه مکملOne scoop is equal to one serving in this productدر این محصول، یک پیمانه برابر با یک وعده است.
Dosageمقدار مصرفNever confuse serving size with recommended dosageمقدار هر وعده را با میزان مصرف توصیه‌شده اشتباه نگیرید.
Nutrition Factsجدول ارزش غذاییThe nutrition facts show the calorie contentجدول ارزش غذایی میزان کالری را نشان می‌دهد.
Protein Powderپودر پروتئینShe added protein powder to her breakfastاو پودر پروتئین را به صبحانه خود اضافه کرد.
Electrolytesالکترولیت‌هاSweating can increase the loss of electrolytesتعریق می‌تواند باعث افزایش دفع الکترولیت‌ها شود.
اصطلاحات مربوط به رکورد، پیشرفت و ارزیابی عملکرد

 

اصطلاحات مربوط به رکورد، پیشرفت و ارزیابی عملکرد

 

یکی از بخش‌های مهم بدنسازی، بررسی پیشرفت ورزشکار در طول زمان است. مربیان و ورزشکاران برای ارزیابی عملکرد از اصطلاحات مختلفی استفاده می‌کنند که شناخت آن‌ها به درک برنامه‌های تمرینی حرفه‌ای کمک می‌کند.

 

یکی از معروف‌ترین اصطلاحات این بخش PR یا Personal Record است که به بهترین رکورد شخصی ورزشکار در یک حرکت یا فعالیت گفته می‌شود. اصطلاح مشابه آن PB یا Personal Best است که بیشتر در برخی ورزش‌ها و کشورهای انگلیسی‌زبان استفاده می‌شود.

 

Tracking نیز به ثبت و بررسی اطلاعاتی مانند وزنه، تکرار، زمان و سایر شاخص‌های تمرین اشاره دارد. ورزشکار ممکن است این اطلاعات را در یک Training Log یا دفتر ثبت تمرین یادداشت کند.

 

اصطلاح Plateau زمانی به کار می‌رود که پیشرفت فرد برای مدتی متوقف شود. در مقابل، Progression به افزایش تدریجی عملکرد اشاره دارد. همچنین شاخص‌هایی مانند Performance، Strength Level و Training Load برای ارزیابی بهتر شرایط ورزشکار کاربرد دارند. ثبت منظم اطلاعات تمرین می‌تواند به ورزشکار و مربی کمک کند تغییرات برنامه را بر اساس عملکرد واقعی انجام دهند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
PR (Personal Record)رکورد شخصیShe set a new PR in the deadlift competitionاو در مسابقه ددلیفت رکورد شخصی جدیدی ثبت کرد.
PB (Personal Best)بهترین عملکرد شخصیThat was his personal best for the 5K runآن بهترین رکورد شخصی او در دوی پنج کیلومتر بود.
Progressionروند پیشرفتSlow progression is still progressپیشرفت آهسته همچنان پیشرفت محسوب می‌شود.
Plateauتوقف پیشرفتChanging the routine helped him overcome a plateauتغییر برنامه به او کمک کرد از توقف پیشرفت عبور کند.
Training Logدفتر ثبت تمرینWrite your results in a training logنتایج خود را در دفتر ثبت تمرین یادداشت کنید.
PerformanceعملکردSleep quality can affect athletic performanceکیفیت خواب می‌تواند روی عملکرد ورزشی تأثیر بگذارد.
Trackingپیگیری و ثبت پیشرفتTracking your results makes comparison easierثبت نتایج، مقایسه پیشرفت را آسان‌تر می‌کند.
Baselineسطح اولیه برای مقایسهRecord a baseline before starting the programقبل از شروع برنامه، سطح اولیه خود را ثبت کنید.
Milestoneنقطه عطف پیشرفتCompleting ten strict pull-ups was a major milestone for herانجام ده بارفیکس صحیح یک نقطه عطف مهم برای او بود.
Training Loadبار تمرینیThe coach adjusted the training load after the assessmentمربی بعد از ارزیابی، بار تمرینی را تنظیم کرد.

 

اصطلاحات مربوط به گرم کردن، ریکاوری و آسیب‌های ورزشی

 

تمرین مؤثر فقط به وزنه زدن یا انجام حرکات سخت محدود نمی‌شود. آماده‌سازی بدن پیش از تمرین و ریکاوری مناسب بعد از آن نیز بخش مهمی از برنامه ورزشی هستند. به همین دلیل، در منابع انگلیسی فیتنس اصطلاحات زیادی درباره گرم کردن، بازگشت بدن به حالت طبیعی و آسیب‌های احتمالی وجود دارد.

 

Dynamic Stretching به حرکات کششی همراه با حرکت گفته می‌شود که اغلب در ابتدای جلسه تمرینی استفاده می‌شوند. در مقابل، Static Stretching شامل نگه داشتن عضله در یک وضعیت مشخص برای مدت کوتاهی است. واژه Recovery به فرایند بازسازی بدن بعد از ورزش اشاره دارد. خواب، تغذیه مناسب و مدیریت فشار تمرینی از عوامل مهم در این فرایند هستند.

 

در بحث آسیب‌ها نیز اصطلاحاتی مانند Strain و Sprain بسیار رایج هستند. Strain معمولاً به آسیب عضله یا تاندون و Sprain به آسیب رباط اشاره می‌کند. اصطلاح DOMS نیز درد عضلانی تأخیری پس از تمرین را توصیف می‌کند که معمولاً چند ساعت تا یک یا دو روز پس از فعالیت احساس می‌شود.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Recoveryریکاوری / بازیابی بدنRecovery is part of every effective training planریکاوری بخشی از هر برنامه تمرینی مؤثر است.
Dynamic Stretchingکشش پویاDynamic stretching can prepare your body for activityکشش پویا می‌تواند بدن را برای فعالیت آماده کند.
Static Stretchingکشش ایستاHe included static stretching after the sessionاو بعد از جلسه تمرین، حرکات کششی ایستا انجام داد.
DOMSدرد عضلانی تأخیریDOMS often appears after unfamiliar exerciseدرد عضلانی تأخیری معمولاً پس از تمرین ناآشنا ایجاد می‌شود.
Strainکشیدگی عضله یا تاندونThe athlete stopped training because of a muscle strainورزشکار به دلیل کشیدگی عضله تمرین را متوقف کرد.
Sprainپیچ‌خوردگی یا آسیب رباطAn ankle sprain can limit movementپیچ‌خوردگی مچ پا می‌تواند حرکت را محدود کند.
Sorenessکوفتگی و درد عضلانیMild soreness can occur after a demanding sessionپس از یک جلسه سخت ممکن است کمی کوفتگی ایجاد شود.
Overtrainingتمرین‌زدگیToo much training without recovery may contribute to overtrainingتمرین بیش از حد بدون ریکاوری می‌تواند به تمرین‌زدگی منجر شود.
Rest Dayروز استراحتTomorrow is my scheduled rest dayفردا روز استراحت برنامه‌ریزی‌شده من است.
Active Recoveryریکاوری فعالLight walking can be used as active recoveryپیاده‌روی سبک می‌تواند به‌عنوان ریکاوری فعال استفاده شود.
اصطلاحات رایج بین مربیان و بدنسازان حرفه‌ای

 

اصطلاحات رایج بین مربیان و بدنسازان حرفه‌ای

 

وقتی مدتی در فضای بدنسازی فعالیت کنید، متوجه می‌شوید مربیان و ورزشکاران حرفه‌ای از واژه‌هایی استفاده می‌کنند که ممکن است در برنامه‌های ساده مبتدی دیده نشوند. این اصطلاحات معمولاً برای توضیح تکنیک اجرای حرکت، کنترل عضله، میزان تلاش ورزشکار یا روش افزایش فشار تمرینی به کار می‌روند.

 

برای مثال، اصطلاح Mind-Muscle Connection به تمرکز ذهنی ورزشکار روی عضله‌ای اشاره دارد که هنگام اجرای یک حرکت فعال می‌شود. Range of Motion یا ROM نیز دامنه‌ای است که مفصل یا اندام هنگام اجرای حرکت طی می‌کند. مربی ممکن است از ورزشکار بخواهد از Full Range of Motion استفاده کند؛ یعنی حرکت را در دامنه کامل و مناسب اجرا کند.

 

اصطلاحاتی مانند Cheat Reps، Forced Reps و Negative Reps نیز بیشتر در تمرینات پیشرفته شنیده می‌شوند. همچنین مربیان برای اصلاح تکنیک ممکن است از عباراتی مانند Brace Your Core، Squeeze یا Control the Eccentric استفاده کنند.

شناخت این اصطلاحات برای کسانی که ویدئوهای مربیان خارجی، دوره‌های آموزشی بدنسازی یا برنامه‌های حرفه‌ای را دنبال می‌کنند بسیار مفید است و باعث می‌شود دستورهای تمرینی را دقیق‌تر متوجه شوند.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Mind-Muscle Connectionارتباط ذهن و عضلهFocus on the mind-muscle connection during the movementهنگام اجرای حرکت روی ارتباط ذهن و عضله تمرکز کنید.
Range of Motion (ROM)دامنه حرکتیUse a comfortable range of motion for this exerciseبرای این تمرین از دامنه حرکتی مناسب و راحت استفاده کنید.
Full Range of Motionدامنه کامل حرکتPerform each repetition through a full range of motionهر تکرار را در دامنه کامل حرکت اجرا کنید.
Cheat Repتکرار همراه با کمک گرفتن از سایر بخش‌های بدنAvoid cheat reps when learning the techniqueهنگام یادگیری تکنیک از تکرارهای تقلبی خودداری کنید.
Forced Repتکرار کمکیHis training partner assisted him with one forced repهم‌تمرینی او در یک تکرار کمکی به او کمک کرد.
Negative Repتکرار با تأکید بر فاز منفی حرکتNegative reps emphasize the lowering phaseتکرارهای منفی بر مرحله پایین آوردن وزنه تأکید دارند.
Squeezeمنقبض کردن عضلهSqueeze your back muscles at the top of the movementدر بالای حرکت عضلات پشت را منقبض کنید.
Braceسفت و ثابت کردن عضلات مرکزیBrace your core before lifting the weightقبل از بلند کردن وزنه عضلات مرکزی را سفت کنید.
Lockoutباز شدن کامل مفصل در انتهای حرکتKeep control as you approach the lockoutهنگام نزدیک شدن به انتهای دامنه حرکت، کنترل را حفظ کنید.
Training Partnerهم‌تمرینیA reliable training partner can help during difficult sessionsیک هم‌تمرینی قابل اعتماد می‌تواند در جلسات سخت کمک‌کننده باشد.

 

اصطلاحات و مخفف‌های پرکاربرد در بدنسازی (Abbreviations)

 

در برنامه‌های تمرینی انگلیسی، اپلیکیشن‌های فیتنس و شبکه‌های اجتماعی ورزشی، مخفف‌های زیادی استفاده می‌شوند. دانستن این مخفف‌ها باعث می‌شود یک برنامه تمرینی را سریع‌تر بخوانید و معنی توضیحات مربی را بدون نیاز به جست‌وجوی مداوم متوجه شوید.

 

برخی از این عبارت‌ها میزان سختی یک ست را مشخص می‌کنند. برای مثال، RPE مخفف Rate of Perceived Exertion است و میزان سختی احساس‌شده تمرین را نشان می‌دهد. RIR نیز به تعداد تکرارهایی اشاره دارد که ورزشکار احساس می‌کند هنوز می‌توانسته قبل از رسیدن به ناتوانی انجام دهد.

 

اصطلاح TUT یا Time Under Tension مدت زمانی را بیان می‌کند که عضله در طول یک ست تحت تنش قرار دارد. BW نیز مخفف Bodyweight است و در برنامه‌ها نشان می‌دهد حرکت با وزن بدن انجام می‌شود.

 

مخفف‌هایی مانند DB، BB و KB به ترتیب برای Dumbbell، Barbell و Kettlebell استفاده می‌شوند. در برنامه‌های قدرتی نیز ممکن است با RM یا Repetition Maximum مواجه شوید. این مخفف‌ها فضای کمتری در برنامه اشغال می‌کنند و به همین دلیل استفاده از آن‌ها میان مربیان و برنامه‌نویسان ورزشی بسیار رایج است.

 

مخففشکل کاملمعنی فارسیمثال و ترجمه
RPERate of Perceived Exertionمیزان فشار ادراک‌شده.Keep the final set around RPE 8 — ست آخر را در حدود فشار ادراک‌شده ۸ اجرا کنید.
RIRReps in Reserveتکرار باقی‌مانده در توان.Finish the set with two RIR — ست را زمانی تمام کنید که حدود دو تکرار دیگر در توان دارید.
TUTTime Under Tensionمدت زمان تحت تنش.Longer TUT can make a set more demanding — زمان تحت تنش بیشتر می‌تواند ست را دشوارتر کند.
BWBodyweightوزن بدن.Perform four rounds using BW only — چهار دور را فقط با وزن بدن انجام دهید.
DBDumbbellدمبل.Choose DB exercises for unilateral training — برای تمرین یک‌طرفه حرکات دمبل را انتخاب کنید.
BBBarbellهالتر.The program lists BB rows on Tuesday — در برنامه روز سه‌شنبه پارویی با هالتر نوشته شده است.
KBKettlebellکتل‌بل.KB swings are included in today's session — سوئینگ کتل‌بل در جلسه امروز قرار دارد.
RMRepetition Maximumحداکثر توان در تعداد مشخصی تکرار.The coach tested his 5RM safely — مربی حداکثر توان پنج‌تکراری او را با رعایت ایمنی آزمایش کرد.
HRHeart Rateضربان قلب.Monitor your HR during the conditioning session — هنگام تمرین آماده‌سازی ضربان قلب خود را کنترل کنید.
HRVHeart Rate Variabilityتغییرپذیری ضربان قلب.Some athletes monitor HRV as part of recovery tracking — بعضی ورزشکاران تغییرپذیری ضربان قلب را برای بررسی ریکاوری دنبال می‌کنند.
اصطلاحات بدنسازی که روی برنامه‌ها و دستگاه‌های ورزشی می‌بینید

 

اصطلاحات بدنسازی که روی برنامه‌ها و دستگاه‌های ورزشی می‌بینید

 

روی دستگاه‌های بدنسازی، تردمیل‌ها، دوچرخه‌های ثابت و برنامه‌های تمرینی معمولاً مجموعه‌ای از کلمات و دستورهای انگلیسی نوشته شده است. دانستن معنی این اصطلاحات باعث می‌شود تنظیم دستگاه‌ها و اجرای برنامه تمرینی برای ورزشکار ساده‌تر شود.

 

یکی از کلمات رایج Adjust است که به معنای تنظیم کردن ارتفاع، زاویه یا موقعیت بخشی از دستگاه است. روی بسیاری از دستگاه‌ها عبارت Seat Adjustment دیده می‌شود که به تنظیم صندلی اشاره دارد. اصطلاح Starting Position نیز وضعیت صحیح بدن در ابتدای اجرای حرکت را مشخص می‌کند.

 

در دستگاه‌های هوازی کلماتی مانند Speed، Incline، Distance، Duration و Calories Burned بسیار رایج هستند. Incline میزان شیب دستگاه و Duration مدت زمان فعالیت را نشان می‌دهد.

 

روی دستگاه‌های وزنه‌ای ممکن است واژه Pin را ببینید. Pin همان پینی است که برای انتخاب میزان وزنه در صفحات دستگاه قرار می‌گیرد. همچنین Handle، Grip و Footrest به بخش‌هایی از دستگاه گفته می‌شوند که به ترتیب برای گرفتن با دست یا قرار دادن پا طراحی شده‌اند. شناخت این واژگان به‌ویژه برای افرادی که در باشگاه‌های خارج از کشور تمرین می‌کنند یا از دستگاه‌های جدید استفاده می‌کنند کاربرد زیادی دارد.

 

اصطلاح انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Adjustتنظیم کردنAdjust the seat before starting the exerciseقبل از شروع تمرین، صندلی را تنظیم کنید.
Starting Positionوضعیت شروعReturn slowly to the starting positionبه‌آرامی به وضعیت شروع برگردید.
InclineشیبSet the incline to five percentشیب دستگاه را روی پنج درصد قرار دهید.
SpeedسرعتIncrease the speed after a few minutesبعد از چند دقیقه سرعت را افزایش دهید.
DistanceمسافتThe screen displays your total distanceصفحه نمایش مسافت کل شما را نشان می‌دهد.
Durationمدت زمانSelect a duration of thirty minutesمدت زمان ۳۰ دقیقه را انتخاب کنید.
Calories Burnedکالری مصرف‌شدهThe console estimates your calories burnedنمایشگر مقدار تقریبی کالری مصرف‌شده را نشان می‌دهد.
Safety Clipگیره ایمنیAttach the safety clip before using the treadmillقبل از استفاده از تردمیل گیره ایمنی را متصل کنید.
Weight Stackمجموعه صفحات وزنه دستگاهChoose the appropriate load from the weight stackوزنه مناسب را از مجموعه صفحات دستگاه انتخاب کنید.
Footrestمحل قرارگیری پاPlace both feet securely on the footrestهر دو پا را به‌طور ایمن روی محل مخصوص پا قرار دهید.

 

اشتباهات رایج در ترجمه اصطلاحات بدنسازی انگلیسی

 

بسیاری از اصطلاحات بدنسازی را نمی‌توان صرفاً با ترجمه تحت‌اللفظی انگلیسی به فارسی درک کرد. بعضی واژه‌ها در فضای ورزشی معنایی متفاوت از کاربرد روزمره خود دارند و ترجمه اشتباه آن‌ها ممکن است باعث سوءبرداشت از برنامه تمرینی شود.

 

برای مثال، Failure در زبان عمومی به معنی «شکست» است، اما در بدنسازی معمولاً به نقطه‌ای اشاره دارد که ورزشکار دیگر قادر نیست یک تکرار دیگر را با فرم مناسب انجام دهد. Volume نیز در برنامه تمرینی به «بلندی صدا» یا صرفاً «حجم عضله» اشاره نمی‌کند؛ بلکه معمولاً میزان کار تمرینی انجام‌شده را توصیف می‌کند.

 

کلمه Cut در بدنسازی به «بریدن» ترجمه نمی‌شود و معمولاً به دوره کاهش چربی اشاره دارد. Spot نیز در عبارت Spotter معنای «نقطه» ندارد؛ Spotter فردی است که هنگام اجرای یک حرکت به حفظ ایمنی ورزشکار کمک می‌کند.

 

واژه Conditioning نیز صرفاً «شرطی‌سازی» نیست و در فضای ورزش به تمریناتی برای توسعه آمادگی جسمانی اشاره دارد.

به همین دلیل بهتر است هنگام ترجمه اصطلاحات فیتنس، به معنای تخصصی واژه در زمینه ورزش توجه شود، نه فقط اولین معنی موجود در فرهنگ لغت.

 

اصطلاحترجمه نادرست یا گمراه‌کنندهمعنی مناسب در بدنسازیمثال کاربردی
Failureشکستناتوانی در ادامه تکرار صحیحStop before technical failure if your form breaks. down — اگر فرم حرکت به‌هم می‌ریزد، قبل از ناتوانی فنی متوقف شوید.
Volumeحجم ظاهری عضلهحجم کلی تمرین.Weekly volume should match your ability to recover— حجم تمرین هفتگی باید با توانایی ریکاوری شما متناسب باشد.
Cutبریدندوره کاهش چربی.She began a cut several weeks before the event — او چند هفته قبل از رویداد دوره کاهش چربی را شروع کرد.
Spotنقطهکمک و مراقبت هنگام اجرای حرکت?Can you spot me on this set — می‌توانی هنگام این ست مراقبم باشی؟
Conditioningشرطی‌سازیآماده‌سازی و بهبود توان جسمانیConditioning work improved his ability to sustain. effort — تمرینات آماده‌سازی توان او را برای ادامه فعالیت افزایش داد.
Isolationانزواتمرکز حرکت روی عضله یا مفصل محدودتر.Isolation work was added after the main lifts — حرکات ایزوله بعد از تمرینات اصلی اضافه شدند.
Compoundترکیب شیمیاییحرکت چندمفصلی.Compound movements involve multiple joints — حرکات چندمفصلی چند مفصل را درگیر می‌کنند.
Spot Reductionکاهش نقطه‌ایادعای کاهش چربی از یک ناحیه خاص.Spot reduction is a common fitness misconception — کاهش چربی موضعی یکی از تصورات نادرست رایج در فیتنس است.
Failure Setست شکستست تا ناتوانی عضلانی.Not every exercise needs to be a failure set — لازم نیست هر تمرینی تا ناتوانی انجام شود.
Leanلاغرکم‌چربی با ترکیب بدنی مناسبThe goal is to become leaner while maintaining. muscle — هدف، کاهش چربی همراه با حفظ عضله است.
تفاوت Bodybuilding، Fitness و Gym در زبان انگلیسی

 

تفاوت Bodybuilding، Fitness و Gym در زبان انگلیسی

 

سه کلمه Bodybuilding، Fitness و Gym در فارسی گاهی به‌جای یکدیگر استفاده می‌شوند، در حالی که معنی و کاربرد آن‌ها یکسان نیست. دانستن این تفاوت به شما کمک می‌کند هنگام صحبت یا نوشتن به زبان انگلیسی از واژه مناسب استفاده کنید.

 

Bodybuilding به رشته یا شیوه تمرینی گفته می‌شود که تمرکز اصلی آن توسعه اندازه، شکل، تقارن و ظاهر عضلات است. فردی که به‌صورت جدی در این حوزه فعالیت می‌کند Bodybuilder نامیده می‌شود.

 

در مقابل، Fitness مفهوم بسیار گسترده‌تری دارد و به آمادگی جسمانی و توانایی بدن اشاره می‌کند. قدرت، استقامت، انعطاف‌پذیری، سلامت قلبی‌عروقی و ترکیب بدنی می‌توانند بخشی از Fitness باشند. بنابراین هر فردی که برای فیتنس تمرین می‌کند الزاماً بدنساز نیست.

 

Gym نیز نام یک رشته ورزشی نیست؛ بلکه به محل یا باشگاهی گفته می‌شود که افراد برای ورزش و تمرین به آن مراجعه می‌کنند. عبارت Go to the gym یعنی «به باشگاه رفتن»، نه «بدنسازی کردن».

 

همچنین Weight Training به تمرین با وزنه و Strength Training به تمرینی با هدف افزایش قدرت اشاره دارند. تشخیص این تفاوت‌ها باعث می‌شود اصطلاحات انگلیسی حوزه ورزش را دقیق‌تر و طبیعی‌تر استفاده کنید.

 

عبارت انگلیسیمعنی فارسیمثال انگلیسیترجمه فارسی
Bodybuildingبدنسازی با تمرکز بر توسعه عضلاتBodybuilding requires structured resistance trainingبدنسازی به تمرین مقاومتی ساختاریافته نیاز دارد.
BodybuilderبدنسازThe bodybuilder prepared for a physique competitionبدنساز برای مسابقه فیزیک آماده شد.
Fitnessآمادگی جسمانی / تناسب اندامFitness includes more than muscle sizeفیتنس چیزی فراتر از اندازه عضلات است.
Fitness Trainingتمرین برای بهبود آمادگی جسمانیFitness training can include several types of exerciseتمرین فیتنس می‌تواند شامل چند نوع فعالیت ورزشی باشد.
Gymباشگاه ورزشیThis gym has separate areas for different activitiesاین باشگاه برای فعالیت‌های مختلف بخش‌های جداگانه دارد.
Gym-goerفردی که به باشگاه می‌رودRegular gym-goers often develop consistent routinesافرادی که مرتب به باشگاه می‌روند معمولاً برنامه منظم‌تری دارند.
Weight Trainingتمرین با وزنهWeight training can be adapted for different goalsتمرین با وزنه را می‌توان برای اهداف مختلف تنظیم کرد.
Strength Trainingتمرین با هدف افزایش قدرتStrength training emphasizes force productionتمرین قدرتی بر افزایش توان تولید نیرو تأکید دارد.
Physiqueفرم و ظاهر بدنThe athlete worked on improving his overall physiqueورزشکار برای بهبود فرم کلی بدن خود تلاش کرد.
Physical Conditioningآماده‌سازی جسمانیPhysical conditioning is important for many sportsآماده‌سازی جسمانی برای بسیاری از ورزش‌ها اهمیت دارد.

 

جمع‌بندی

 

آشنایی با اصطلاحات بدنسازی و فیتنس به انگلیسی برای هر کسی که به‌صورت جدی یا حتی تفریحی ورزش می‌کند، کاربرد زیادی دارد. بخش قابل‌توجهی از اصطلاحاتی که مربیان و ورزشکاران در باشگاه استفاده می‌کنند، مستقیماً از زبان انگلیسی وارد شده‌اند و بسیاری از برنامه‌های تمرینی، اپلیکیشن‌ها و منابع آموزشی نیز با همین واژگان نوشته می‌شوند.

 

اصطلاحاتی مانند Set، Rep، Workout، PR، Bulk، Cut، Failure، ROM و RPE تنها بخشی از واژگان رایج این حوزه هستند. علاوه بر آن‌ها، شناخت نام انگلیسی حرکات بدنسازی، عضلات بدن، تجهیزات باشگاه، تکنیک‌های تمرینی، اصطلاحات تغذیه و مکمل‌ها می‌تواند کمک کند برنامه‌های ورزشی را دقیق‌تر درک کنید.

 

 

نکته مهم این است که هنگام یادگیری این کلمات، فقط به ترجمه فارسی آن‌ها اکتفا نکنید. بسیاری از اصطلاحات در بدنسازی معنای تخصصی دارند و بهترین روش یادگیری آن‌ها، مشاهده کاربردشان در جمله و برنامه تمرینی است. با شناخت این اصطلاحات، دنبال کردن مربیان خارجی، مشاهده آموزش‌های انگلیسی و استفاده از برنامه‌ها و اپلیکیشن‌های ورزشی برایتان بسیار ساده‌تر خواهد شد.