در دنیای امروز، آشنایی با اصطلاحات تخصصی دندانپزشکی به زبان انگلیسی می‌تواند نقش مهمی در ارتباط مؤثر با دندانپزشکان و ارائه‌دهندگان خدمات درمانی ایفا کند. این مسئله به خصوص برای افرادی که به کشورهای دیگر سفر می‌کنند یا در محیط‌های بین‌المللی زندگی و کار می‌کنند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. 

 

دانستن این اصطلاحات نه تنها به بهبود تجربه درمانی بیمار کمک می‌کند، بلکه امکان فهم بهتر تشخیص‌ها، روش‌های درمان و مراقبت‌های پس از درمان را نیز فراهم می‌کند. این آموزش‌ها به طور خاص به مفاهیمی مانند اصطلاحات رایج دندانپزشکی، معاینه، درمان‌های ترمیمی، و جراحی‌های دندانی پرداخته و نمونه‌های کاربردی برای هرکدام ارائه شده است.

اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی

 

اصطلاحات دندانپزشکی برای افراد علاقمند به یادگیری زبان انگلیسی اهمیت زیادی دارد، مخصوصاً برای کسانی که قصد سفر، تحصیل یا کار در کشورهای انگلیسی‌زبان دارند. این اصطلاحات شامل مفاهیم و واژه‌های مرتبط با دندانپزشکی است که در مطب‌ها و کلینیک‌های دندانپزشکی استفاده می‌شوند. 

 

به‌طور مثال، کلمات «cavity» به معنی پوسیدگی دندان، «filling» به معنی ترمیم یا پرکردن، و «root canal» به معنی عصب‌کشی، از جمله اصطلاحات پرکاربرد هستند. همچنین، یادگیری کلماتی مانند «gum» (لثه)، «braces» (ارتودنسی)، و «tooth extraction» (کشیدن دندان) می‌تواند درک بهتری از فرآیندهای دندانپزشکی ارائه دهد.

 

این آموزش می‌تواند شامل توضیحات کوتاه و کاربردی برای هر اصطلاح، ترجمه فارسی، و مثال‌هایی از استفاده این کلمات در جملات روزمره باشد. آشنایی با این اصطلاحات نه‌تنها به شما کمک می‌کند تا هنگام مراجعه به دندانپزشک در کشورهای انگلیسی‌زبان ارتباط بهتری برقرار کنید، بلکه می‌توانید به‌صورت حرفه‌ای‌تر در مکالمات مرتبط با دندانپزشکی شرکت کنید.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

اصطلاحات تخصصی تجهیزات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

تجهیزات دندانپزشکی شامل ابزارها و دستگاه‌هایی است که در درمان‌ها و جراحی‌های دندانپزشکی به کار می‌رود. شناخت این اصطلاحات برای افرادی که در این زمینه تحصیل می‌کنند یا کار می‌کنند، ضروری است.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Dental Drillدریل دندانپزشکی.The dentist used a dental drill to remove the decay
دندانپزشک از دریل دندانپزشکی برای حذف پوسیدگی استفاده کرد.
Scalerجرم‌گیر .The hygienist used a scaler to remove plaque
بهداشت‌کار از جرم‌گیر برای برداشتن پلاک استفاده کرد.
Suction Deviceدستگاه مکنده .The assistant used a suction device to clear my mouth
دستیار از دستگاه مکنده برای تمیز کردن دهان من استفاده کرد.
Curing Lightنور سخت‌کننده .The dentist used a curing light to harden the filling
دندانپزشک از نور سخت‌کننده برای محکم کردن پر کردن استفاده کرد.
Impression Trayسینی قالب‌گیری .The dentist took an impression using an impression tray
دندانپزشک با استفاده از سینی قالب‌گیری، قالب دندان گرفت.
Forcepsانبر دندانپزشکی .The dentist used forceps to extract the tooth
دندانپزشک از انبر برای کشیدن دندان استفاده کرد.
Mouth Mirrorآینه دهانی .The dentist used a mouth mirror to check the back of my teeth
دندانپزشک از آینه دهانی برای بررسی پشت دندان‌هایم استفاده کرد.
Dental Syringeسرنگ دندانپزشکی .The dentist used a dental syringe to numb the area
 دندانپزشک از سرنگ دندانپزشکی برای بی‌حس کردن محل استفاده کرد.
Probeپروب دندانپزشکی .The dentist used a probe to check for cavities
 دندانپزشک از پروب برای بررسی پوسیدگی استفاده کرد.
Ultrasonic Cleanerدستگاه تمیزکننده اولتراسونیک.The instruments were cleaned using an ultrasonic cleaner
ابزارها با استفاده از دستگاه تمیزکننده اولتراسونیک تمیز شدند.

 

عصب کشی دندان به انگلیسی

 

اصطلاحات مرتبط با درمان‌های ارتودنسی در انگلیسی

 

درمان‌های ارتودنسی شامل تصحیح ناهنجاری‌های دندانی و فکی و بهبود تراز دندان‌ها می‌شوند. این روش‌ها معمولاً با استفاده از بریس‌ها و سایر دستگاه‌های ارتودنسی انجام می‌شوند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Alignerترازکننده.The dentist suggested using aligners instead of traditional braces
دندانپزشک پیشنهاد داد از ترازکننده‌ها به جای بریس‌های سنتی استفاده کنم.
Space Maintainerنگهدارنده فضا.My child has a space maintainer to keep room for adult teeth
فرزندم یک نگهدارنده فضا دارد تا برای دندان‌های دائمی جا باز کند.
Orthodontic Bandsباندهای ارتودنسی.Orthodontic bands are placed around the back teeth to hold the braces
باندهای ارتودنسی دور دندان‌های عقب قرار می‌گیرند تا بریس‌ها را نگه دارند.
Bracketبراکت.The dentist placed brackets on each tooth
دندانپزشک روی هر دندان یک براکت گذاشت.
Archwireسیم قوس‌دار.The archwire connects all the brackets
سیم قوس‌دار تمام براکت‌ها را به هم متصل می‌کند.
Elastic Bandsکش‌های ارتودنسی.I have to wear elastic bands to improve my bite
من باید از کش‌های ارتودنسی استفاده کنم تا گاز گرفتنم بهبود یابد.
Malocclusionناهنجاری فکی.Example: My malocclusion was corrected with braces
ناهنجاری فکی من با بریس اصلاح شد.
Headgearدستگاه هدگیر.The orthodontist recommended wearing headgear at night
ارتودنتیست توصیه کرد شب‌ها دستگاه هدگیر بپوشم.
Palate Expanderوسیع‌کننده کام.A palate expander was used to widen my upper jaw
از وسیع‌کننده کام برای گشاد کردن فک بالایی من استفاده شد.

 

آموزش کامل زبان انگلیسی با اپلیکیشن همیارزبان

روش‌های دسترسی به اپلیکیشن:

student

 

اصطلاحات مربوط به پروتزهای دندانی به انگلیسی و فارسی

 

پروتزهای دندانی شامل انواع مختلفی از دندان‌های مصنوعی یا قطعاتی هستند که جایگزین دندان‌های از دست رفته می‌شوند. این اصطلاحات برای بیمارانی که به پروتز نیاز دارند و یا در زمینه دندانپزشکی تحصیل می‌کنند، ضروری است.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Denturesدندان مصنوعی.My grandmother uses dentures because she lost her teeth
مادربزرگم از دندان مصنوعی استفاده می‌کند چون دندان‌هایش را از دست داده است.
Partial Denturesدندان مصنوعی جزئی .The dentist recommended partial dentures for the missing teeth
دندانپزشک دندان مصنوعی جزئی را برای دندان‌های از دست رفته توصیه کرد.
Implant-Supported Denturesدندان مصنوعی پشتیبانی‌شده با ایمپلنت .Implant-supported dentures are more stable than regular dentures
دندان مصنوعی پشتیبانی‌شده با ایمپلنت پایدارتر از دندان مصنوعی معمولی است.
Fixed Bridgeپل ثابت .A fixed bridge can replace one or more missing teeth
یک پل ثابت می‌تواند یک یا چند دندان از دست رفته را جایگزین کند.
Removable Bridgeپل متحرک .Removable bridges are easier to clean than fixed ones
پل‌های متحرک از پل‌های ثابت راحت‌تر تمیز می‌شوند.
Crownروکش .A crown was placed on my damaged tooth
روکش روی دندان آسیب‌دیده من گذاشته شد.
Implantایمپلنت .I got an implant to replace my missing tooth
من برای جایگزینی دندان از دست رفته‌ام ایمپلنت گرفتم.
Overdentureاوردنچر .Overdentures are supported by implants or remaining natural teeth
اوردنچرها توسط ایمپلنت‌ها یا دندان‌های طبیعی باقی‌مانده پشتیبانی می‌شوند.
Flipperدندان مصنوعی موقت .I wore a flipper while waiting for my permanent dentures
من هنگام انتظار برای دندان مصنوعی دائمی، یک دندان مصنوعی موقت داشتم.
Prosthodonticsپروتز دندانی.Prosthodontics is the branch of dentistry dealing with artificial replacements
 پروتز دندانی شاخه‌ای از دندانپزشکی است که با جایگزینی مصنوعی دندان‌ها سروکار دارد.

 

جمع دندان به انگلیسی

 

واژگان مرتبط با بیماری‌های لثه به انگلیسی

 

بیماری‌های لثه از مشکلات شایع دندانی هستند که به دلیل عدم رعایت بهداشت دهان و دندان به وجود می‌آیند. آشنایی با اصطلاحات مرتبط با بیماری‌های لثه به بیماران کمک می‌کند تا بهتر بتوانند با دندانپزشکان خود در این زمینه ارتباط برقرار کنند و اطلاعات لازم را کسب کنند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Gingivitisالتهاب لثه.Gingivitis is the first stage of gum disease
التهاب لثه اولین مرحله بیماری لثه است.
Periodontitisپریودنتیت (بیماری پیشرفته لثه).Untreated gingivitis can lead to periodontitis
التهاب لثه درمان‌نشده می‌تواند منجر به پریودنتیت شود.
Plaqueپلاک.Plaque buildup can cause gum inflammation
تجمع پلاک می‌تواند باعث التهاب لثه شود.
Tartarجرم دندان.Tartar is hardened plaque that forms on the teeth
جرم دندان، پلاک سخت‌شده‌ای است که روی دندان‌ها تشکیل می‌شود.
Gum Recessionتحلیل لثه.Gum recession can expose the roots of the teeth
تحلیل لثه می‌تواند ریشه‌های دندان را نمایان کند.
Periodontal Pocketsپاکت‌های پریودنتال.Deep periodontal pockets indicate advanced gum disease
پاکت‌های عمیق پریودنتال نشان‌دهنده بیماری پیشرفته لثه است.
Scaling and Root Planingجرم‌گیری و تسطیح ریشه.Scaling and root planing are common treatments for gum disease
جرم‌گیری و تسطیح ریشه درمان‌های رایجی برای بیماری‌های لثه هستند.
Gum Surgeryجراحی لثه.Gum surgery may be necessary for severe periodontitis
در موارد شدید پریودنتیت ممکن است جراحی لثه لازم باشد.
Gum Graftپیوند لثه.A gum graft can cover exposed roots and improve gum health
پیوند لثه می‌تواند ریشه‌های نمایان را بپوشاند و سلامت لثه را بهبود بخشد.
Antimicrobial Therapyدرمان ضد میکروبی.Antimicrobial therapy helps to control the bacteria causing gum disease
درمان ضد میکروبی به کنترل باکتری‌هایی که باعث بیماری لثه می‌شوند کمک می‌کند.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

اصطلاحات مرتبط با عصب‌کشی دندان به انگلیسی

 

عصب‌کشی یک روش درمانی است که در آن عصب‌های دندان‌های آسیب‌دیده خارج می‌شود تا درد تسکین یابد و دندان حفظ شود. آشنایی با اصطلاحات مرتبط با این روش می‌تواند به بیمارانی که عصب‌کشی انجام می‌دهند، کمک کند تا بهتر با مراحل درمان آشنا شوند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Root Canalعصب‌کشی .I need a root canal to save my tooth
 من برای نجات دندانم به عصب‌کشی نیاز دارم.
Pulpپالپ (مغز دندان).The infection has reached the pulp of the tooth
 عفونت به پالپ دندان رسیده است.
Endodontistاندودنتیست (متخصص عصب‌کشی) .An endodontist performed the root canal procedure
یک اندودنتیست روش عصب‌کشی را انجام داد.
Abscessآبسه .The tooth developed an abscess that required immediate treatment
 دندان یک آبسه تشکیل داد که نیاز به درمان فوری داشت.
Decayپوسیدگی.The dentist removed the decay before performing the root canal
دندانپزشک قبل از انجام عصب‌کشی، پوسیدگی را برداشت.
Nerveعصب.The nerve of the tooth was infected
عصب دندان دچار عفونت شده بود.
Local Anesthesiaبی‌حسی موضعی.The dentist used local anesthesia to numb the area before starting the root canal
دندانپزشک از بی‌حسی موضعی برای بی‌حس کردن محل قبل از شروع عصب‌کشی استفاده کرد.
Retreatmentدرمان مجدد.If a root canal fails, retreatment may be necessary
اگر عصب‌کشی موفقیت‌آمیز نباشد، درمان مجدد ممکن است لازم باشد.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

واژگان مرتبط با درمان‌های زیبایی دندانپزشکی به انگلیسی

 

درمان‌های زیبایی دندانپزشکی به بهبود ظاهر دندان‌ها و لبخند بیمار کمک می‌کنند. این روش‌ها شامل سفید کردن دندان، بلیچینگ، ونییرها و سایر روش‌های اصلاحی است که به زیبایی لبخند می‌افزایند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Bleaching Gelژل بلیچینگ.The dentist applied bleaching gel to my teeth during the procedure
دندانپزشک در طی عمل، ژل بلیچینگ روی دندان‌هایم گذاشت.
Laser Whiteningسفید کردن با لیزر.Laser whitening provides faster results than traditional methods
سفید کردن با لیزر نتایج سریع‌تری نسبت به روش‌های سنتی دارد.
Home Whitening Kitکیت سفید کردن خانگی.I used a home whitening kit for a couple of weeks to achieve a brighter smile
من برای دستیابی به لبخندی روشن‌تر از کیت سفید کردن خانگی به مدت چند هفته استفاده کردم.
Hydrogen Peroxideهیدروژن پراکسید.Hydrogen peroxide is a common ingredient in whitening gels
هیدروژن پراکسید یک ماده رایج در ژل‌های سفیدکننده است.
Carbamide Peroxideکاربامید پراکسید.Carbamide peroxide is often used in professional whitening treatments
کاربامید پراکسید معمولاً در درمان‌های سفید کردن حرفه‌ای استفاده می‌شود.
Whitening Stripsنوارهای سفیدکننده.Whitening strips are an easy way to whiten teeth at home
نوارهای سفیدکننده راهی آسان برای سفید کردن دندان‌ها در خانه است.
Shade Guideراهنمای سایه.The dentist used a shade guide to select the desired level of whiteness
دندانپزشک از راهنمای سایه برای انتخاب سطح مورد نظر سفیدی استفاده کرد.
In-Office Whiteningسفید کردن در مطب.In-office whitening treatments are quicker but more expensive
درمان‌های سفید کردن در مطب سریع‌تر هستند اما هزینه بیشتری دارند.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

اصطلاحات مربوط به جراحی دندان و دهان به انگلیسی و فارسی

 

اصطلاحات جراحی دهان و دندان شامل مجموعه‌ای از روش‌های درمانی است که برای ترمیم و بهبود مشکلات دهانی و دندانی استفاده می‌شود. این اصطلاحات برای بیمارانی که جراحی دندانپزشکی دارند بسیار مهم هستند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Oral Surgeryجراحی دهان.The dentist referred me to an oral surgeon for the procedure
دندانپزشک من را برای این عمل به یک جراح دهان معرفی کرد.
Wisdom Tooth Extractionکشیدن دندان عقل.I had my wisdom teeth extracted last week
هفته گذشته دندان‌های عقل من کشیده شد.
Sinus Liftلیفت سینوس.A sinus lift can create more space for dental implants
 لیفت سینوس می‌تواند فضای بیشتری برای ایمپلنت‌های دندانی ایجاد کند.
Suturesبخیه.The surgeon used dissolvable sutures after the extraction
جراح پس از کشیدن دندان از بخیه‌های قابل جذب استفاده کرد.
Anesthesiaبی‌هوشی.I was under anesthesia during the oral surgery
من در طول جراحی دهان تحت بی‌هوشی بودم.
Impacted Toothدندان نهفته.The impacted tooth was causing me pain, so it had to be removed
دندان نهفته باعث درد من شده بود، بنابراین باید کشیده می‌شد.
Flap Surgeryجراحی فلپ.Flap surgery was performed to treat my gum disease
جراحی فلپ برای درمان بیماری لثه من انجام شد.
Apicoectomyاپیکواکتومی (جراحی انتهای ریشه دندان).The dentist suggested an apicoectomy to save the tooth
دندانپزشک اپیکواکتومی را برای نجات دندان پیشنهاد داد.
Jaw Realignmentتنظیم مجدد فک.Jaw realignment surgery was necessary to correct my bite
جراحی تنظیم مجدد فک برای اصلاح گاز گرفتن من ضروری بود.
Incisionبرش.The surgeon made a small incision in the gum to access the impacted tooth
جراح یک برش کوچک در لثه ایجاد کرد تا به دندان نهفته دسترسی پیدا کند.
Sedationآرام‌بخشی.The patient was given sedation to stay comfortable during the procedure
به بیمار آرام‌بخشی داده شد تا در طول عمل راحت باشد.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

واژگان مرتبط با داروهای دندانپزشکی به انگلیسی

 

در دندانپزشکی، داروها برای کنترل درد، جلوگیری از عفونت و کمک به بهبودی استفاده می‌شوند. دانستن این لغات می‌تواند به بیماران کمک کند تا بهتر با تجویزات پزشک خود آشنا شوند و داروهای خود را به‌درستی مصرف کنند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Antibioticآنتی‌بیوتیک.The dentist prescribed an antibiotic to prevent infection
دندانپزشک برای جلوگیری از عفونت آنتی‌بیوتیک تجویز کرد.
Painkillerمسکن.I was given painkillers after my tooth extraction
 پس از کشیدن دندان، مسکن به من داده شد.
Mouthwashدهان‌شویه.The dentist recommended an antibacterial mouthwash
دندانپزشک یک دهان‌شویه ضدباکتریایی توصیه کرد.
Antisepticضدعفونی‌کننده.Antiseptic mouthwashes can help to reduce gum inflammation
دهان‌شویه‌های ضدعفونی‌کننده می‌توانند التهاب لثه را کاهش دهند.
Sedativeآرام‌بخش.A sedative was used to help me relax during the surgery
در حین جراحی از آرام‌بخش استفاده شد تا به من کمک کند آرام شوم.
Steroidاستروئید.The dentist gave me a steroid injection to reduce swelling
دندانپزشک برای کاهش تورم یک تزریق استروئید به من داد.
Gelژل.The dentist applied a numbing gel before the injection
دندانپزشک قبل از تزریق یک ژل بی‌حس‌کننده استفاده کرد.
Anti-inflammatoryضدالتهاب.I was prescribed anti-inflammatory medication to reduce the swelling
داروی ضدالتهاب برای کاهش تورم به من تجویز شد.
Clove Oilروغن میخک.Clove oil is a natural remedy for tooth pain
روغن میخک یک درمان طبیعی برای درد دندان است.

 

آموزش کامل زبان انگلیسی با اپلیکیشن همیارزبان

روش‌های دسترسی به اپلیکیشن:

student

 

اصطلاحات مرتبط با ایمپلنت‌های دندانی به انگلیسی و فارسی

 

ایمپلنت‌های دندانی جایگزینی مصنوعی برای دندان‌های از دست رفته هستند. این روش به بیمارانی که دندان‌های خود را از دست داده‌اند کمک می‌کند تا جایگزین‌های دائمی و مقاوم‌تری داشته باشند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Abutmentاباتمنت (پایه متصل‌کننده).The abutment connects the implant to the crown
اباتمنت ایمپلنت را به روکش متصل می‌کند.
Osseointegrationادغام استخوانی.Osseointegration is the process where the implant fuses with the bone
ادغام استخوانی فرآیندی است که در آن ایمپلنت با استخوان پیوند می‌خورد.
Surgical Guideراهنمای جراحی.The dentist used a surgical guide to precisely place the implant
دندانپزشک برای قرار دادن دقیق ایمپلنت از یک راهنمای جراحی استفاده کرد.
Titanium Postپست تیتانیومی.The titanium post is placed in the jawbone during the implant procedure
پست تیتانیومی در طی عمل ایمپلنت در استخوان فک قرار می‌گیرد.
Healing Capکلاهک ترمیمی.The healing cap protects the implant while the gum heals
کلاهک ترمیمی از ایمپلنت در حالی که لثه بهبود می‌یابد، محافظت می‌کند.
All-on-4ایمپلنت‌های آل-آن-4.The All-on-4 procedure replaces an entire set of teeth using four implants
روش آل-آن-4 با استفاده از چهار ایمپلنت یک مجموعه کامل از دندان‌ها را جایگزین می‌کند.
Zirconia Implantایمپلنت زیرکونیا.Zirconia implants are a metal-free alternative to titanium implants
ایمپلنت‌های زیرکونیا جایگزینی بدون فلز برای ایمپلنت‌های تیتانیومی هستند.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

واژگان مرتبط با تمیز کردن و جرم‌گیری دندان به انگلیسی

 

تمیز کردن و جرم‌گیری دندان از فرآیندهای معمول برای حفظ سلامت دهان و دندان است. این اصطلاحات معمولاً در مراجعات دوره‌ای به دندانپزشکی شنیده می‌شوند و به بیماران کمک می‌کنند تا بفهمند چه روش‌هایی در حال انجام است.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Scalingجرم‌گیری .Scaling is done to remove plaque and tartar from teeth
 جرم‌گیری برای برداشتن پلاک و جرم از دندان‌ها انجام می‌شود.
Polishingپولیش کردن دندان.After scaling, the dentist polished my teeth for a smooth finish
 پس از جرم‌گیری، دندانپزشک دندان‌هایم را برای ایجاد سطحی صاف پولیش کرد.
Flossingنخ دندان کشیدن .Flossing helps to remove food particles stuck between teeth
نخ دندان کشیدن به برداشتن ذرات غذایی که بین دندان‌ها گیر کرده کمک می‌کند.
Prophy Jetپروفی جت (دستگاه تمیز کننده با هوا و آب).The dentist used a prophy jet to clean my teeth with air and water
دندانپزشک از پروفی جت برای تمیز کردن دندان‌هایم با هوا و آب استفاده کرد.
Deep Cleaningتمیز کردن عمیق.I needed a deep cleaning to remove plaque buildup below the gum line
برای برداشتن پلاک‌های زیر خط لثه به تمیز کردن عمیق نیاز داشتم.
Prophylaxisپروفیلاکسی (تمیز کردن پیشگیرانه).A prophylaxis appointment helps to prevent gum disease
یک جلسه پروفیلاکسی به جلوگیری از بیماری لثه کمک می‌کند.
Toothpasteخمیر دندان.The hygienist recommended a toothpaste with fluoride for better protection
بهداشت‌کار یک خمیر دندان حاوی فلوراید برای محافظت بهتر توصیه کرد.
Electric Toothbrushمسواک برقی.I switched to an electric toothbrush for a more effective clean
من برای تمیز کردن مؤثرتر به مسواک برقی تغییر دادم.
Plaque Discloserآشکارکننده پلاک.The dentist used a plaque discloser to show where I missed while brushing
دندانپزشک از یک آشکارکننده پلاک استفاده کرد تا نشان دهد کجاها را هنگام مسواک زدن جا انداخته‌ام.

 

 

اصطلاحات مرتبط با پر کردن و ترمیم دندان به انگلیسی

 

پر کردن دندان یک روش معمول در دندانپزشکی است که برای ترمیم دندان‌های آسیب‌دیده یا پوسیده استفاده می‌شود. آشنایی با اصطلاحات مرتبط با پر کردن دندان می‌تواند به بیماران کمک کند تا درک بهتری از این فرآیند داشته باشند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Amalgam Fillingپر کردن آمالگام.Amalgam fillings are strong and durable, but they don’t match the tooth color
پر کردن‌های آمالگام قوی و بادوام هستند، اما رنگ آن‌ها با دندان مطابقت ندارد.
Temporary Fillingپر کردن موقت.The dentist placed a temporary filling until my next appointment
دندانپزشک یک پر کردن موقت گذاشت تا نوبت بعدی من برسد.
Cavityپوسیدگی.The cavity was cleaned before the filling was placed
قبل از قرار دادن پر کردن، پوسیدگی تمیز شد.
Inlayاینله.An inlay was used to restore my tooth instead of a regular filling
به جای پر کردن معمولی، از اینله برای ترمیم دندانم استفاده شد.
Onlayآنله.The dentist suggested an onlay to cover a larger portion of the tooth
دندانپزشک آنله را برای پوشاندن بخش بزرگ‌تری از دندان پیشنهاد داد.
Dental Restorationترمیم دندان.A dental restoration was needed to fix my damaged tooth
برای ترمیم دندان آسیب‌دیده‌ام نیاز به ترمیم دندان بود.
Pulp Protectionمحافظت از پالپ.A protective base was applied to protect the pulp before the restoration
یک پایه محافظ برای محافظت از پالپ قبل از ترمیم استفاده شد.
Cariesپوسیدگی دندان.The caries were deep, but the tooth could still be saved with a filling
پوسیدگی‌ها عمیق بودند، اما دندان هنوز با پر کردن قابل حفظ بود.
Crown Lengtheningافزایش طول تاج دندان.Crown lengthening was necessary to provide enough space for the restoration
افزایش طول تاج دندان برای ایجاد فضای کافی برای ترمیم ضروری بود.
Dental Adhesiveچسب دندانپزشکی.Dental adhesive was applied to ensure the filling stays in place
چسب دندانپزشکی استفاده شد تا اطمینان حاصل شود که پر کردن در جای خود باقی می‌ماند.

 

آموزش اصطلاحات دندانپزشکی به انگلیسی و فارسی

 

واژگان مرتبط با ارتودنسی دندان به انگلیسی و فارسی

 

ارتودنسی به شاخه‌ای از دندانپزشکی گفته می‌شود که به تصحیح ناهنجاری‌های دندانی و فکی و بهبود تراز دندان‌ها می‌پردازد. این روش‌ها به طور معمول شامل بریس‌ها و سایر دستگاه‌های ارتودنسی هستند.

 

اصطلاح انگلیسیترجمه فارسیمثال و توضیح
Retainerنگهدارنده.After my braces were removed, I had to wear a retainer
پس از برداشتن بریس‌هایم، باید نگهدارنده می‌پوشیدم.
Mouth Guardمحافظ دهان.A mouth guard was recommended to protect my teeth during sports
یک محافظ دهان برای محافظت از دندان‌هایم در طول ورزش توصیه شد.
Orthodontistارتودنتیست.My orthodontist adjusted my braces every six weeks
ارتودنتیست من هر شش هفته یک بار بریس‌هایم را تنظیم می‌کرد.
Retainerنگهدارنده.After my braces were removed, I had to wear a retainer
پس از برداشتن بریس‌هایم، باید نگهدارنده می‌پوشیدم.

 

 

سخن پایانی

 

در این مجموعه، تلاش شد تا با ارائه اصطلاحات کلیدی و پرکاربرد دندانپزشکی به زبان انگلیسی و ترجمه فارسی آن‌ها، به شما کمک شود تا در ارتباط با دندانپزشکان و درک مراحل مختلف درمان‌های دندانی تسلط بیشتری پیدا کنید. 

 

این اطلاعات شامل تمامی جوانب دندانپزشکی از درمان‌های اولیه تا جراحی‌ها، ایمپلنت‌ها و ارتودنسی است که هر کدام با مثال‌های کاربردی و توضیحات دقیق ارائه شده‌اند. در نهایت، با یادگیری این اصطلاحات، شما می‌توانید با اطمینان بیشتری در مورد درمان‌های دندانی خود تصمیم‌گیری کنید و روند درمان خود را بهتر مدیریت نمایید.